نمازی سرشار از نیاز
یک دنیا معنا
لینک دوستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

با دقتِ نظر در آیات معلوم می‎گردد که «تدبر» غیر از «تفسیر مصطلح» می‎باشد و میان آن دو تفاوت‎هایِ بارزی وجود دارد:
الف: در «تدبر در قرآن» همه اقشار مردمی در هر رتبه از فهم و درک، و مراتب علمی و روحی که باشند، شرکت دارند و صرفِ بهره‎مندی از ترجمه، برای اصلِ تدبر کفایت می‎کند حال آنکه «تفسیر» به مجتهدینِ در فهمِ قرآن، ‌اختصاص دارد که حداقل به «کلیدهایِ علمیِ تدبر» مجهز می‎باشند.
نکته فوق در آیاتِ دعوت به تدبر، به روشنی دیده می‎شود که عموم مردم حتی منافقین و مشرکین را موردِ خطاب قرار می‎‎دهد:
«أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِینَ».

[3]
«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها».
[4]
«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً».
[5]

 


ب: در «تدبر»، فکر و دل هر دو شرکت دارند لیکن «تفسیر» جریانی است فکری که لزوماً، با جریان قلبی همراه نیست.
ت: در «تدبر» ژرفای آیات و نتایج و پی آمدها و لوازم آیات مورد بررسی واقع می‎شود حال آنکه در «تفسیر» این مسائل لزوماً پیگیری نمی‎شود.
ث: در امر «تدبر» شخص خود را مخاطب آیات می‎بیند و درمان دردِ فکری و قلبی خویش می‎جوید امّا در امر «تفسیر» مفسّر خود را مبلغ و بیانگر آیات می‎شناسد، اگر چه خود را مخاطبِ آیات، نبیند بنابراین هر «تدبری» می‎تواند تبلیغ را در پی داشته باشد، لیکن هر «تفسیری» با جریان تدبر همراه نمی‎باشد.
ج: «تدبر» یک جریانی روحی ـ فکری است که با قرائت آهنگین و یا استماع آیات، زمینه سازی شده با کاوش در آیات ادامه یافته، به استخراج دارویِ دردِ خویش و بکارگیری آن ختم می‎گردد که «قرائت»‌زمینه آن و «عمل» نتیجه آن می‎باشد (قرائت ـ فهم ـ عمل)؛ این مسأله با توجهب به حدیثِ معصوم ـ علیه السّلام ـ در توضیحِ معنی «حق تلاوت» به روشنی معلوم می‎گردد، حال آنکه در امر تفسیر «آن مقدمه و این نتیجه» الزامی نیست.
ح: در تدبر،‌کافر و مشرک نیز شرکت دارند حال آنکه «تفسیر» به مسلمان آن هم مجتهدین،‌ اختصاص دارد.
خ: در بسیاری از موارد تدبر، ‌رجوع به احادیث لزومی ندارد بلکه امکان ندارد چرا که به تخصص نیاز دارد بلکه گاهی اصلاً معنی ندارد آنجا که متدبر در آیات،‌ «شخص کافر و مشرک» باشد و می‎خواهد به حقیقت دست یابد، حال آنکه در «تفسیر»، رجوع به احادیث معصوم ـ علیه السّلام ـ امری اساسی و ضروری است و بدون احادیث و تسلط بر آنها، نمی‎توان به تفسیر پرداخت.
بله، «تدبرِ در حد تخصصی» ‌با «حقیقتِ تفسیر» وحدت دارد لیکن با «واقعیت تفسیر»[6] لزوماً همسانی ندارد.
بنابراین «تدبر» با «حقیقت تفسیر» رابطه «عموم و خصوص مطلق» دارد امّا با «تفسیر مصطلح» رابطه‎اش «عموم و خصوص من وجه» می‎باشد که نه هر «تدبری»، «تفسیر مصطلح» را در پی دارد و نه هر «تفسیر مصطلحی» با «تدبر» همراه است بلکه بعضی از «تفاسیر مصطلح»، «تدبرِ تخصصی» را در ضمن خویش به همراه دارد.
منبع:اندیشه قم

[ پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ شکوفه نجفی و سید جمال مساوات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام . شکوفه نجفی دبیر زبان انگلیسی دبیرستان دکتر شیرازی در شهر جهرم هستم. به وبلاگ من خوش آمدید. نظر یادتون نره....
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

آمار وبلاگ

    .

    <


☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼