نمازی سرشار از نیاز
یک دنیا معنا
لینک دوستان

خاطرات اقای قرائتی


حج یا تبلیغ در روستا
یک سال مى خواستم به حج بروم ، با خود گفتم : امسال مى خواهم حجم حجى حساب شده باشد. لذا از یک هفته قبل شروع کردم به مطالعه آیات و روایات حج و بعد به سراغ حسابرسى مالى و وصیت نامه رفتم ، از دوستان و بستگان حلالیت طلبیده و براى اینکه حج مقبولى باشد، نیت کردم به نیابت از امام زمان علیه السلام به حج بروم . غسل توبه کردم ، غسل حج کردم و به خیال خودم حج شسته رفته اى را شروع کردم .
در پله هاى هواپیما ندایى مرا میخ کوب کرد؛ آقاى فلانى تو که قصدت را خالص کرده اى و به نیابت امام زمان علیه السلام راهى مکه هستى ، آیا اگر وظیفه ات انصراف از حج و اعزام به روستاى کوچکى در منطقه اى دور دست و حدیث گفتن براى عده اى محدود باشد، انجام وظیفه مى کنى ؟
دیدم دلم به سمت مکه است ، نه وظیفه . گفتم : خدایا! از تو متشکرم که در لحظه هاى حساس مرا به خودم مى شناسانى .
گفتگو کنار ضریح پیامبر صلّلى اللّه علیه و آله
به دنبال فرصتى بودم که ضریح پیامبر صلّلى اللّه علیه و آله را ببوسم که یکى از وهابى ها گفت : این آهن است و فایده اى ندارد!
گفتم : ضریح پیامبر آهن است ولى آهنى که در جوار پیامبر صلّلى اللّه علیه و آله است ، اثر خاصى دارد. مگر شما قرآن را قبول ندارى ؟ قرآن مى گوید: پیراهن یوسف چشمان یعقوب را شفا داد. پیراهن یوسف پنبه اى بود، امّا چون در جوار یوسف بود شفا داد.

[ شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٧ ] [ ٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ شکوفه نجفی و سید جمال مساوات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام . شکوفه نجفی دبیر زبان انگلیسی دبیرستان دکتر شیرازی در شهر جهرم هستم. به وبلاگ من خوش آمدید. نظر یادتون نره....
موضوعات وب
آرشيو مطالب
صفحات اختصاصی
امکانات وب

آمار وبلاگ

    .

    <


☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼